ادامه پارت 30

ادامه پارت 30

دو یون درو باز کرد و هری وارده اتاق شد اتاق آروم و گرمی با تخت سفیدی بود با اشاره دو یون به طرفش رفت و روی آن نشست دو یون : همینجا بمون این اتاق منه من میرم اتاق دیگه ای امشب سرده نمیتونم ببرمت سیاه چال نباید رئیس بفهمه باشه توی کمد پیژامه هست اونو بپوش‌ من برات یه دمنوش میارم
با صدای آرومی حرف هایش را بیان کرد و بعد از اتاق بیرون شد هری بی حال از گریه های زیادی که کرده بود بلند شد ..

با دمنوش گرم و آرامش بخش و خوش عطری که درست کرده بود در سینی قرار. داشت وارده اتاق شد به طرفه هری که روی تخت با پیژامه ای که پوشیده بود به طرفش رفت دمنوش رو برداشت و به دستش داد
دو یون : بخورش آرامش بخشه حالت خوب میشه
هری سری تکون داد و بی حال گفت هری : خیلی ممنونم
و بعد به آرومی دمنوش رو نوشید واقعاً آرامش بخش و گرم و خوش عطر بود با صدای گرفته ای نجوا نمود هری : خیلی خوشمزست
دو یون لبخندی زد : ممنونم بخاطر اینکه زیاد درست میکنم یاد گرفتم آخه آشپز عمارت منم بیخیال اینو که خوردی بخواب
به طرف درب رفت بعد از گفتم شب بخیر از اتاق خارج شد هری همینکه دمنوش را نوشید روی عسلی کنار تخت گذاشت و بلافاصله روی ته دراز کشید در پتوی گرم و نرم قائم شد ثانیه ای نگذشت که به خواب رفت دمنوش اثر کرده بود و به آرامی نفس می‌کشید مطمئن بود فردا این لطف دو یون رو جبران می‌کنه
دیدگاه ها (۵)

[بازی مرگ ] پارت 31 در سکوتی آرامش بخش، روی صندلی چرمی اتاق...

[بازی مرگ]پارت 32توی همون خونه کوچیک اش که همراه با دوستش در...

[ بازی مرگ ]پارت 30این سکوت اون رو به شدت دیوانه میکرد اون ک...

به اونایی که بایسشون جونگ کوکه تولد عشق شون رو تبریک میگم 💙💙

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

«رایحه پنهان»روی تخت نشست و به غذای داخل سینی نگاه کرد.بوی غ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۴یونابعد از اون اتفاقچند دقیقه هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط