نام:خاندان جئون

نام:خاندان جئون

PART:53

نگاه لباسه کردم یک لباس قرمز بود

م.ت:آره بهت میاد همینو بردار

ا.ت:باشه

لباسرو برداشتم و رفتیم به سمت اتاق پرو اول مامانم رفت و اومد بیرون

م.ت:چطوره؟

م.ک:خیلی بهت میاد همینو بخر

ا.ت:آره خیلی بهت میاد

م.ت:باشه همینو میخرم

رفت داخل لباسه خودشو پوشید و اومد بیرون و بعدم زن عمو رفت لباس رو پوشید و اومد بیرون

م.ک:بهم میاد ؟

م.ت:خیلی بهت میاد

ا.ت:آره

م.ک:پس همینو برمیدارم

رفت داخل و لباس خودشو پوشید و اومد بیرون و من رفتم داخل لباسرو پوشیدم به آینه نگاه کردم واقعا بهم میومد رفتم بیرون

ا.ت:بهم میاد؟

م.ت:آره خیلی زیبا شدی

م.ک:خیلی بهت میاد همینو بردار

ا.ت:باشه

رفتم داخل لباس خودمو پوشیدم و اومدم بیرون رفتیم که حساب کنیم

ا.ت:ای وای یادم رفت رمز کارت ازش بپرسم

م.ک:بهش زنگ بزن

ا.ت:باشه

زنگ زدم به جونگ کوک برداشت

جونگ کوک:سلام ا.ت

ا.ت:سلام

جونگ کوک:طوری شده؟

ا.ت:یادم رفت رمز کارتت رو ازت بپرسم

جونگ کوک:رمزش ۱۲۳۹

ا.ت:باشه خداحافظ

جونگ کوک:خداحافظ

حساب کردیم و اومدیم بیرون و رفتیم کفش کیف . گردنبند و گوشواره خریدیم و از پاساژ اومدیم بیرون و رفتیم سمت خونه
دیدگاه ها (۲)

نام:خاندان جئون PART:54رسیدیم خونه زن عمو زنگ درو زد بابام د...

نام:خاندان جئون PART:55منم یکم آرایش کردم و لباسمو پوشیدم گر...

نام:خاندان جئون PART:52م.ک:پاشین بریم خرید کنیمم.ت:بریم ا.ت:...

نام:خاندان جئون PART:51از خواب بیدار شدم جونگ کوک خواب بود م...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

پرنسس من پارت ۲۸

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط