بخونین عالیه ممنون میشم🌹
بخونین عالیه ممنون میشم🌹
چهارتا دوست که بیست سال بود همدیگر را ندیدن توی یک مهمانی همدیگر را میبینند وشروع میکنن درمورد زندگی هاشون تعریف کردن بعد از مدتی یکی از آن ها بلند میشه ومیره دستشویی .سه تای دیگه صحبت رو میکشونن به تعریف از فرزندانشون :اولی:پسر من باعث افتخار و خوشحالیه منه.اون توی یه کار عالی وارد شد وخیلی سریع پیشرفت کرد. پسرم درس اقتصاد خوند وتوی یک شرکت بزرگ استخدام شد وپله های ترقی رو سریع بالا رفت وحالا شده معاون رئیس واون قدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داده !دومی:جالبه.پسرمن هم مایه ی افتخار وسرافرازی منه .توی یه شرکت هواپیمایی مشغول کار به کار شد وبعد دوره خلبانی گذروند وسهامدار شرکت شد والان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده .پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد!!! سومی:خیلی خوبه.پسر من هم باعث افتخار من شده...اون توی بهترین دانشگاه های جهان درس خوند ویه مهندس فوق العاده شد.الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده .ومیلیونر شده.پسرم اون قدر وضعش خوبه که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای سه هزار متری بهش هدیه داده !هرسه تا دوست داشتن به هم تبریک میگفتن که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریکات بخاطر چیه?!سه تای دیگه گفتن :مادرمورد پسرهامون که باعث غرور سربلندی ما شدن صحبت کردیم,راستی تو درمورد فرزندت چی داری تعریف کنی?!چهارمی گفت:دختر من رقاص کاباره شده وشبها بادوستاش تو یه کلوپ مخصوص کار میکنه !سه تای دیگه گفتن :اوه مایه خجالته چه افتضاحی!!!دوست چهارم گفت :نه! من ازش ناراضی نیستم .اون دخترمنه ومن دوستش دارم .درضمن زندگی بدی هم نداره .اتفاقا همین دوهفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز ویه هواپیمای خصوصی ویه ویلای سه هزار متری هدیه گرفت!!!
چهارتا دوست که بیست سال بود همدیگر را ندیدن توی یک مهمانی همدیگر را میبینند وشروع میکنن درمورد زندگی هاشون تعریف کردن بعد از مدتی یکی از آن ها بلند میشه ومیره دستشویی .سه تای دیگه صحبت رو میکشونن به تعریف از فرزندانشون :اولی:پسر من باعث افتخار و خوشحالیه منه.اون توی یه کار عالی وارد شد وخیلی سریع پیشرفت کرد. پسرم درس اقتصاد خوند وتوی یک شرکت بزرگ استخدام شد وپله های ترقی رو سریع بالا رفت وحالا شده معاون رئیس واون قدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داده !دومی:جالبه.پسرمن هم مایه ی افتخار وسرافرازی منه .توی یه شرکت هواپیمایی مشغول کار به کار شد وبعد دوره خلبانی گذروند وسهامدار شرکت شد والان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده .پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد!!! سومی:خیلی خوبه.پسر من هم باعث افتخار من شده...اون توی بهترین دانشگاه های جهان درس خوند ویه مهندس فوق العاده شد.الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده .ومیلیونر شده.پسرم اون قدر وضعش خوبه که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای سه هزار متری بهش هدیه داده !هرسه تا دوست داشتن به هم تبریک میگفتن که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریکات بخاطر چیه?!سه تای دیگه گفتن :مادرمورد پسرهامون که باعث غرور سربلندی ما شدن صحبت کردیم,راستی تو درمورد فرزندت چی داری تعریف کنی?!چهارمی گفت:دختر من رقاص کاباره شده وشبها بادوستاش تو یه کلوپ مخصوص کار میکنه !سه تای دیگه گفتن :اوه مایه خجالته چه افتضاحی!!!دوست چهارم گفت :نه! من ازش ناراضی نیستم .اون دخترمنه ومن دوستش دارم .درضمن زندگی بدی هم نداره .اتفاقا همین دوهفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز ویه هواپیمای خصوصی ویه ویلای سه هزار متری هدیه گرفت!!!
- ۷.۴k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط