هر لحظه نام فاطمه را جار می زنم

هر لحظه نام فاطمه را جار می زنم

هرجاکه، مادری به زمین می خورد فقط

با دست چاره بر سر ناچار می زنم

وقتی که صحبت از در و دیوار می شود

دیوانه وار بر در و دیوار می زنم

حس می کنم شکستگی سینه تورا

سینه میان کوچه که هر بار می زنم

حجم تمام سینه من تیر می کشد

وقتی گریز روضه به مسمار می زنم

گاهی کبوترانه به قم پرکشیده و

از دوری مزار شما زار می زنم 
#شعر
#فاطمیه#حضرت_زهرا
دیدگاه ها (۴)

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

عکس مدینه را که به دیوار می زنمپشت بقیع می روم و زار می زنمح...

علی رو‌حلال کن....

فاطـــمیـــــہشالے سیاه به دورِ گردن ُبُغضے بے قرار دارد !💔م...

آدم پیر می شود وقتیمادرش را صدا می زندو جوابی نمی شنودبـرای ...

شعر روضه #حضرت_زهرا (س)ایّام فاطمیه اول، دوشنبه ٢٦ بهمنحسینی...

#امام_حسن_عسکری وقتی امام عصر ما امشب عزادار استبرپایی این ر...

#سامرا-حرم-امامان-عسکریین-عوقتی امام عصر ما امشب عزادار استب...

#امید_به_خدااخر بحثم هست و دلم عجیب هوای مناجات شعبانیه کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط