حکم اعدام بود

حکم اعدام بود.
زندانی لحظه ای مکث کرد و بر طناب دار بوسه زد
از او پرسیدند برای چه بر طناب بوسه میزنی؟؟؟
زندانی خنده ی تلخی کرد و جواب داد:
این طناب نمیزاره زمین بیفتم
ولی...
آدما بدجور زمینم زدند!!!
دیدگاه ها (۳۸)

"دلنوشته ای کوتاه"زیرِ بارون تنهایی داری قدم میزنیبعد بشینی ...

ولنتايڹ نزديڪہ . . .

وَقتی اَز هَمه دُنیا ناراحَتَم ، فَقَط با فِکر کَردَن به تو ...

یکی اَ لذتایی که دیگه نیست...دستشو بگیرم....آروم آروم فشارش ...

من تو رو برمیگردونم (پارت ۳۱)

نام فیک: عشق/نفرتPart: 6چند روزی گذشت..تهیونگ که شرکت رو بدس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط