با تو گر باران ببارد باز عاشق می شوم

با تو گر باران ببارد باز عاشق می شوم
عاشق دیوانه ای مانند سابق می شوم


گفته بودم حرف رفتن را مزن ای جان من
رفتی و دیدی که من آیینه ی دق می شوم


می شود از چشم تو فهمید عاشق نیستی
گر دروغی گفته ام این بار صادق می شوم

خسته ام از زندگی آن قدر که می بینی ام
بی تو من حتی فراری از حقایق می شوم

یک نگه کردی و دیدی که دوباره باز من
عاشقی با داغ دل مثل شقایق می شوم

بی تو من با این همه جنجال و این آشوبها
خسته از این روزگار و این خلایق می شوم

گرچه من با دلبری هابت مخالف بوده ام
بوسه ای دادی و دیدی من موافق می شوم

لحظه ی رفتن به تو گفتم مرو ای جان من
صبر کن اینجا منم دارای قایق می شوم
دیدگاه ها (۱۵)

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده ی جوانی از این زندگانیمدار...

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی,با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی....

آنگاه که آرزوهایم را به روی دیوار نوشتم نمی دانستم چشم نامحر...

چیزی نگفت و باز دوید از کنار مناهوی من به ناز رمید از کنار م...

🌷 سلام امام‌زمانمبا هر صبح، باز نور‌ امید در دلم روشن می‌شود...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم در کو...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط