به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من

به تو عادت کرده بودم ای به من، نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه ، ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت ، مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه لحظه های منِ بی تو
تجربه کردنه مرگه ، زندگی کردن بی تو

من که در گریزم از من ، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه ی شب ، به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم

خونه لبریز سکوته ، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم ، عشقِ من تو در چه حالی ...؟
دیدگاه ها (۸)

بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفتبی صدا سوزِ صدایت،بی هوا ...

از چه با من اینچنین ســــردی ؟ بگوتا بــه کی اینگــــونه نام...

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلملب نمیبیند دگر اخطار و انک...

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سنگ...

زیر باران سئول {پارت 3}

"𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰 𝚆𝙰𝙸𝙵""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸"بعد از کمی خشک شدن کنار اون بخاری که هیچ...

#غزلِ‌عسل...غزل از قند هم شیرین تره همراهِ چای منکه آهسته ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط