یارب مباد کز پا , جانانِ من بیفتد

یارب مباد کز پا , جانانِ من بیفتد
درد و بلایِ او کاش بر جانِ من بیفتد

من چون زِ پا بیفتم , درمانِ دردِ من اوست
درد آن بُوَد که از پا , درمانِ من بیفتد

#شهریار
دیدگاه ها (۲)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

Attar#050622

زینب چو حال سخت حسن را نظاره کرد😭🏴دامان ز اشک و خون جگر پر س...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

برای پارت سوم‌فالو کنمتن کامل :❤️🥹به نام خداوند راه نهانخداو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط