ماجراهای من و همسر لو

ماجراهای من و همسر لو
قسمت اول..........این داستان: گل بازی
با لو گل بازی میکردیم گل پرت کرد خورد بهم افتادم سرم تا گردت رفت تو گل ها حالا لو به جای اینکه کمک کنه میخنده...یعنی یجوری میخندید گفتم الان دهنش جر میخوره......من:جییییغ من افتادم تو میخندی؟؟؟
لو:خخخخخخخخخخ
من:آییی فک کنم گل رفته تو چشمام,چشمام میسوزه
لو:خخخخخخخخ
من:فک کنم گردنم شکسته لوهان
لو:خخخخخخخخخ
من:فک کنم دارم میمیرم لو انقدر نخند بیا کمک
لو همچنان.درحال خنده : خخخخخخخخخخ
من:لو ترکیدی از خنده بیا کمکم کن
لو:خخخخخخخ
من:یعنی افتادن من انقدر خنده داشت؟؟
لو:اره خخخخخخخخخخخ
قیافه من:O_o
لو همچنان:خخخخخخخخ
یه ربع بعد
لو:خخخخخخخخخخخخخخ
من:╰_╯
لو: خخخخخخخخ
من: لوهان یه بعه داری میخندی بیا کمکم
لو همچنان در حال خنده: خخخخخخخ
من:لو دیگه باهات فوتبال بازی نمیکنم
لو:عزیزم.....خوبی؟؟جاییت درد نمیکنه؟؟سالمی؟؟؟؟جاییت نشکسته؟؟؟؟میخوای زنگ بزنم مامان سوهو دکتر شخصیش رو بفرسته پولشم خودش حساب کنه؟؟؟؟
قیافه من:O_oالان داری بچه خر میکنی ؟؟؟
لوهان:إ مگه معلوم بود؟؟؟؟
من:O_oنه اصلا معلوم نبود
لو:با من قهری لوشین؟؟؟؟
من:---------
لو:با آهویی حرف نمیزنی؟؟؟
من:---------
لو:اگه آشتی نکنی میرم جای سهون
من:چیییی؟؟قهر؟؟؟من؟؟کی گفته من قهرم؟؟؟نه نه اصلا من خیلی هم آشتی هستم شماهم جای سهون نمیری
لو:اخ جووووووووون
و در همین زمان سوهو وارد شد و من و لوهان رو گلی دید و داد زد: کرییییییییییییییییییس ..........
این داستان ادامه دارد.....
,,قیافه لو در حالات مختلف داستان در تصویر مشخص میباشد,,
دیدگاه ها (۵۹)

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

KIM V

زیبای کوچک فریبکار

KIM V

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

سوهو:کرییییییییییییییییییییییییییسیهو بکیهون اومد و تا قیافه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط