خاطرات ترسناک شما پارت

خاطرات ترسناک شما پارت 12
دیشب داشتم دوش میگرفتم هیچکس خونه نبود که یک لحظه صدای حرکت پرده ها را شنیدم،فکر کردم که حتما یکی از پنجره ها بازه...
حولمو برداشتم تا برم پنجره رو ببندم اما دیدم که همشون بسته بود . اهمیت ندادم بهش اما وقتی دوباره به حموم برگشتم دیدم یکی تو مه آینه حمامم نوشته بود" تو تنها نیستی)
دیدگاه ها (۰)

#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشقانه #ا...

#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشقانه #ا...

#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشقانه #ا...

#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشقانه #ا...

پارت ۱۰DarkBlaze ویو مایک :تا من برم اونجا بخوابمویو جنا :او...

پایانی بی آغازp22ویو جونگکوک: تو خواب ناز بودم که یهو یچیزی ...

P28با یه کوفتگی از خواب بیدار شدم.نه درد.اون حس سنگینی و خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط