وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فرا

وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش می‌کنم که هوا پاییزی است.
برخیز تا پنجره‌ها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند.

باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم می‌گیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم.
هر چند که می‌دانم بارانی شدن، دل آسمانی می‌خواهد.
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!دوستت دارم چ...

سکوت قلبم این بار تو را بهانه کردهتو ،صدای تنهایی من باشبین ...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمان‌ها که پدر تنها قهرم...

دوست دارم بنویسماز سادگی هاماز دل بستن هاماز دلتنگی هاماز نر...

وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش...

وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش...

# احمد رضا احمدیهمیشه هراسم آن بودکه صبح از خواب بیدار شومبا...

نیستی اماچشم هایت همیشهحوالیِ دلتنگی هایممرا به نظاره نشسته ...

عجیب است. عجیب که همیشه همه جا هستی. از خواب که بیدار می شوم...

نه قراري براي ملاقات، نه حرفي براي گفتن! نه ذوقي براي خواندن...

•نه قراری برای ملاقاتنه حرفی برای گفتننه ذوقی برای خواندنِ ک...

نه قراري براي ملاقات، نه حرفي براي گفتن! نه ذوقي براي خواندن...

«نه قراری برای ملاقات؛نه حرفی برای گفتن؛نه ذوقی برای خواندنِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط