او شاخه گلی لای کتاب، اما من...

او شاخه گلی لای کتاب، اما من...

از ماه پلی به آفتاب اما من...

او سیر تکامل قشنگی دارد

اینگونه:

نقاب

قاب

آب..

اما من...


| احسان افشاری |
دیدگاه ها (۱)

مثل افتادن در یک گودال عمیق، سقوط از یک ساختمان پنج طبقه، ...

یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود شب من موی تو و روز خوشم...

سه درد آمد به جانم،هر سه یکبار؛ غریبی و اسیری و غم یار... ...

هر آینه پشت سر تباه از دوری هر پنجره پیش رو سیاه از دوری م...

تاوانِ یک نگاه

اعتماد پارت|۹۹|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط