فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت

از پیش و پس قافله ی عمر میندیش
گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت
دیدگاه ها (۱)

و فردا همه‌ی بدبخت های جهان کنار هم جمع می‌شوند اول مهر و خد...

گرچه همچون آرزو دمساز دلها  بوده ام در جهان تا  بوده ام تنها...

We

شصت و یک، صفر چهار، سی و سه و بقیه‌اشاین‌ها فقط شماره‌های نو...

﷽#آقای‌من🥀از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو رابه وصالت نرسیدیم...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط