دلم یه هلوی درسته میخواد . با اون پرزهای ریز روش که بوی ت

دلم یه هلوی درسته میخواد . با اون پرزهای ریز روش که بوی تابستون میده . که راحت میخوریش و اصلا مهم نیست که آبش داره از لای انگشتات راه می افته و حتی تا آرنجت هم می آد . با اولین گاز آبش توی دهنت پر میشه و به خاطر صدای مالچ ملوچت یه پس گردنی از برادرت میخوری ! دلم یه هلوی درسته می خواد .
-
دلم یه کفش راحت می خواد که همه جاش بازه و باد خفه تابستونی از همه جاش بدون تعارف می آد تو و میره توی سلول های پات . دلم یه کفش راحت میخواد .
-
دلم یه لیوان شربت آلبالو می خواد با یخهای کوچیک کوچیک که وقتی به تهش میرسی یه دونه از یخ ها رو بندازی گوشه لپت . دهنت سر شه از سردی ولی به خاطر اینکه یه مهمون محترم هستی روت نشه دوباره پرتش کنی تو لیوان . یه لپت بی حس شه و با چشمات که یه نمه اشک لاغر توش افتاده به قرمزی ته شربت آلبالو نگاه کنی که قاطی سفیدی یخها شده . دلم یه لیوان شربت آلبالو میخواد .
-
دلم تابستون میخواد . که بشینی کتاب بخونی و موسیقی گوش کنی و آواز بخونی و وقتی یه زنبور از لای پرده اتاقت اومد تو و وقتی اصلا حواست نیست ، نیشت بزنه و همون لحظه که گریه ت گرفته و داری از زنبوره میترسی یه جرقه به مخت بخوره : می خوای اولین داستان تابستونت رو شروع کنی و غصه ت اینه که درست انگشت اشاره دستی که باهاش مینویسی رو نیش زده . دلم تابستون میخواد .
دیدگاه ها (۷)

سناریو تهیونگ

بهار بدون تو

چندپارتی جیهوپ

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

پارت ۱۹عاااااااـ ۳.۲.۱.اکشننننننن💔😍پارت بعدیچیفویو چند لحظه ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط