دور از نرسیدن ها

دور از نرسیدن ها
خدا باید کافه ای بزند
به اندازه ی تمام تنهایی های تا به حال
با پنجره های گریان
و صندلی های بی دغدغه
اذان که گفتند
سیگارش را بتکاند
به روی مشتری هایش بخندد
و میز همه را حساب کند
یقینا جهانی که قبله اش
کافه ی عاشقانه ای باشد
بهتر از جهان ماست

جلال_حاجی_زاده*
دیدگاه ها (۷)

گفتی بیاکجا بیایمبا دلم که به لولای در گیر کرده استبا سرم که...

یکی از ترانه های بی نظیر تاریخ ، بلا چائو به ایتالیایی«Bella...

زندگی در ورایِ بودن !... نمی دانم ریشه ام در زمین بود ...

احساس می کنم جنگل به طرف شهر می آید احساس می کنم نسیم در جان...

واقعیت های دروغین پارت= ۱در پادشاهی ا درد و سکوت ، رنگ‌ها م...

پارت ۲۰صدای خرچ خرچ شاخه ها زیر چکمه های ساکورا توی جنگل ساک...

اگه ۱۰ تا بازنشرو ۲۰ تا لایک بشه پارت بعدی رو میزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط