پارت

پارت ۳۹:


رفتیم سوار ماشین شدیم هرکدوممون ماشین داشتیم ولی نخواستیم هرکدوممون ماشین برداریم ماشین سارا و جسی بل برداشتیم اما و جولیا با ماشین سارا و استیسی و کامیلا و جسیکا با ماشین جسی بل اومدن سقف ماشین ها آوردیم پایین آهنگ گذاشتیم و کلی بهمون خوشت گذشت وایی عجب کوهی بود یه ذره باد بود موهامونو به بازی گرفته بود .
موهای ماهی بلوند و موهای اما زرشکی و موهای جسی بل نارنجی بود و موهای سارا قهوه ای مایل به زرد و موهای جسیکا قرمز بود و موهای کامیلا حنایی روشن به پوست هامون سفیدمون میومد .
اما رفت از پشت ماشین جسی بل زیرانداز بیاره اما اومد زیرانداز رو پهن کردیم و یک عصرانه مَشت زدیم توی رگ‌ و بعد از ۴ساعت،خوش گذرانی اومدیم خونه خسته کوفته یه دوش گرفتیم رفتیم خوابیدیم که ساعت۸ شب بود مینجر( همون مدیر برنامه ) اومد و گفت:که مدیرعامل گفته بیاید کارتون دارم ما هم آماده شدیم ماشین مشکی که مدل وَن بود( از اون ماشین هایی که مخصوص خواننده هاس توی سریال همسایه بغلی اکسو که بچه ها ماشین پیاده میشن منظورم همون ماشینه) سوار شدیم و رفتیم وای جی و رسیدیم باز میخواد چی بگه
وارد آسانسور شدیم یه شخصی رو دیدیم اومدیم نزدیک تر اینکه مینجر اکسوعع اینجا چکار داره؟و رفتیم داخل مدیر اومد جلو و ما رو راهنمایی کرد روی مبل بنشینیم به اکسو سلام کردیم من نمیدونم چرا کای به اما زل زده بود انگار جن دیده؟! ( اَی شیطونه میگه چشاشو از کاسه در بیارم خخخ بایست دوممها ولی دارم توهین میکنم😁😂) خب شروع کرد به صحبت کردن گفت:شماها باید یه کنسرت با هم باشید SGL :چیییییییییی؟سوهو-میشه یه ذره واضح تر صحبت کنید.مدیر- یعنی شماها برید خونه هم یک آلبوم درست کنید و بدید بیرون و فقط شماها .
استیسی- بازم کلک سوار میکنید.
چانیول-اونوقت چرا؟ مدیر-چون خیلی ها شما ها رو کاپل خوبی میدونن و باید با هم یک آهنگ درست کنید. ( بعضی ها غلط کردن)
فقط ۳روز فرصت میدم تا فکر کنید که جوابتونو از طریق اس ام و شما از طریق مینجرتون گزارش کنید .بلند شدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم.
جسی بل- حالا چکار کنیم؟یعنی چی گفتن ما باید با اونه آهنگ درست کنیم بدیم بیرون. اما-توکه بدت نمیاد که با سهون هم کلام شید.که همه ریز خندیدند و کامیلا-بچه ها ۳روز،توی این سه روز باید جواب بدیم.
((سه روز بعد))
هم ما و هم اکسو جواب مثبت دادیم که قرار شد روز پنجشنبه بریم خونه ی اکسو که طرفدارامون میدونستن و امّا هیتر هامون مقاله بدی راجب ما پخش میکردند.
دیدگاه ها (۱)

پارت۴۰:ولی کمپانی هامون اونا رو تکذیب میکردن ( ما اهل این کا...

پارت ۴۱:که سهون با تعجب گفت:بُو‌؟( یعنی چی)اکسو با تعجب نگاه...

پارت۳۸:کوکی روی جولیا بود جولیا چشماشو باز میکنه می بینه لبش...

پارت ۳۷:که سوهو گفت:شما هم بیاید که از اون ور نفس نفس زنان ب...

:part 4سوار ماشین شدیم رفتیم خونها ساعت بعد:رسیدیم خونه به م...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁰ لباسام رو عوض کردم و رفتم بیرون ...

تتو آرتیست من [part²⁰]*ا/ت ویو*-خب... این ست رو هم میخوام.جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط