#سناریو_درخاستی

#سناریو_درخاستی
وقتی که برای اولین بار بهشون میگی ددی

ا/ت: ددی
نامجون: جون؟(تعجب)
ا/ت: ددی(کیوت)
نامجون: بیبی دلم میخواد وسط کارام هم بهم بگی ددی(براید می برتت اتاق....)

ا/ت: ددی
جین:(بچم داشت آب می خورد و آب پرید تو گلوش) اهم.. اهم(مثلا سرفه کرده😐) چی.. چی گفتی؟
ا/ت: حالت خوبه ددی؟
جین:(ورلد واید تعجب) خیلیییی قشنگ می گی تروخدا دوباره بگو ددی
ا/ت: دد..(شروع بوسه فرانسوی)

شوگا:(ایشون خوراکشون ددیه تا ا/ت گف ددی نمازو شروع کرد)

ا/ت: ددی جونم؟
جیهوپ: واییییی بیبی من گف ددییییییییییییی(ذوق)

ا/ت: ددی
جیمین: هاع؟(تعجب)
ا/ت: مگه چیز بدی گفتم؟ گفتم ددی بده؟
جیمین: هاع؟ نه نه چیزه... شوکه شدم بیبی
ا/ت: برای؟
جیمین: برای اینکه خودت منو صدا زدی برای این کار(و... اون کار)

ا/ت: ددی جونم
تهیونگ: یونتانننن ازه خونه برو بیرونن(با داد)
ا/ت: چرا داد می زنی؟ چی کار به یونتان داری؟
تهیونگ: آخه بیبی گفتم الان صحنه های 🔞رخ میده گفتم یونتان هنوز بچه س بهتره نبینه
ا/ت: چیی؟(و کار های🔞)

جونگ کوک:(مث جیمین)
دیدگاه ها (۲)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط