بابا داشت روزنامه "می‌خوند" بچه گفت: بابا بیا

بابا داشت روزنامه "می‌خوند" بچه گفت: بابا بیا
بازی. بابا که حوصله بازی نداشت یه تیکه
از روزنامه رو که نقشه دنیا بود تیکه تیکه کرد و
گفت فرض کن این پازله درستش کن چند دقیقه
بعد بچه درستش کرد! بابا متعجب پرسید
تو نقشه دنیارو بلد نیستی! پس چطور درستش
کردی؟ بچه گفت آدمای پشت روزنامه رو درست
کردم، دنیا خودش درست شد!
آدمای دنیا درست بشن، دنیا هم درست می‌شه


🆔 ☘ ️ @plustime
دیدگاه ها (۴)

تمام بیماریهای انسان، از افکار او سرچشمه میگیرند:تیروئید:وجو...

هیچوقت حسرت چیزای بیخودی رو نخوراین توهین به خودته که خودت ر...

با دیپلم، با پول، با شوهر، با این چیزها آدم خوشبخت نمی شود. ...

خیلی برای پیدا کردنِ عشقتلاش نکنید!در نهایت عشق شما را پیدا ...

همخونه اجباری... پارت ۱۵۰«ویو داهی»عصر...بالاخره به هتل رسید...

رمان جونگ کوک

پوچی بی انتها پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط