مهدی جان ...

مهدی جان ...

دست بـﮧ قلم ✏️بردم
تا برایتان حرف ها بزنم...
اما نشد ... .

خواستم از " دردم " بگویم دیدم دردِ شما، خودِ ((منم )) ... .


خواستم از " بـﮯ کسـﮯ " ام حرف بزنم.... دیدم تنهاتر از شما درعالم نیست .

خواستم بگویم " دلم از روزگار گرفتـﮧ "
دیدم خودم در خون بـﮧ دل کردنِ شما کم نگذاشتـﮧ ام ...


قلم✏️ کم آورد ...
بـﮧ راستـﮯ کـﮧ وسعت ((مظلومیت )) شما قابل اندازه گیرے نیست... .
.
اللّهم عجل لولیک الفرج..…
دیدگاه ها (۴)

حرفهایی از جنس آرامشنبخشیدن باعثِ کوچک شدن افق نگاهت ،و پر ش...

بند دنیاست که اینگونه زمینگیرم کرداگر امسال هوایی نشوم میمیر...

❤ گفتگوی شبانه با امام زمانم❤یاد آن شاعر دلداده بخیرکه دماد...

حی علی الصلاة گذشت جمعـــــہ ولــــــــــے. ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹³(نایون+...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط