باور کن اگر تراس و پنجره خانه هایمان به حرف می آمد چه ناس

باور کن اگر تراس و پنجره خانه هایمان به حرف می آمد چه ناسزاهایی که به من و تو نمیگفت,از بس که امروز تحمل کردند بی تابی ها و بی قراری های من و تو را...
فدای دل بیقرارت.
دیدگاه ها (۳)

از پشت قاب پنجره ات هم که میبینمت کف دستهایم مثل خودت عرق می...

دیدمت..دیدنت مثل آب روی آتش است,,,اما !!!!خدایا تو بگو با آت...

دلم برای چشمانت,,صورت ماهت, سرانگشتانت تنگ شده است...8:30 وی...

هدف هرچه با ارزش تر باشد.. دشواری مسیر راه را باید به جان خر...

تا به حال طمع بیخیالی رو چیشیده ای؟ملس و دلچسب!چقدر مینشیند ...

دیگر دلتنگی هایمان مخصوص شب‌های #جمعه نیست.روز به روز و لحظه...

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط