من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی

این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها

از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی

از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی

ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی

یک بار شده بر جگرم  زخـــم نکاری؟

یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟

هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم

بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی

از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار

بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی
دیدگاه ها (۹)

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

من « ارگ بم » و خشت به خشتم متلاشیتو « نقش جهان »، هر وجبت ت...

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

تو نقش جهان...

من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و ک...

من ارگ #بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه ...

من « #ارگ_بم » و #خشت به خشتم متلاشیتو « #نقش_جهان »، هر وجب...

من ارگِ بَم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان، هر وجبت ترمه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط