دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه
اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه میفهمی چی به سرت اومده !
.
.
کاش به جای “دلم” گلویم “تنگ” میشد
هوا نمی ریسید و خلاص …
.
.
خدایا این روزها کمی مرا تلاوت کن
شاید ختم شد جز هزارم دلتنگی ام !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(҂⌣̀_⌣́) خب لعنتی دلم برات تنگ شد...(҂⌣̀_⌣́)
دیدگاه ها (۲)

کاش به جای “دلم” گلویم “تنگ” میشدهوا نمی ریسید و خلاص.....

خنده ی ممنوعه.

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

.قتل. پارت پنجم

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفهاولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفع...

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفهاولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفع...

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفهاولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفع...

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دف...

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه ...اولش بدنت گرمه ، حالیت نیست !ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط