پارت ۱۵

پارت ۱۵

آبنبات با طمع لبات


ویو ا/ت

با حس خیسی پایین تنم بیدار شدم با وحشت بیدار شدم دیدم کوک داره پوصیم و میخوره جیغ بلندی کشیدم و نشستم

ا/ت: داری چیکار میکنییی*ترسیده

کوک:دارم صبحانه میخورم دیگه

ا/ت: جیغ* برو بیروننننن

کوک: دیشب و یادت نمیاد بیب؟؟؟

ا/ت: جیغ* گمشو تهیونگ و خبر میکنماااا

کوک: خبر کن* خونسرد

ا/ت: جیغ * خرسییییی خرسیییی کمککککک

یهو در با شدت باز شد و منم رفتم زیر پتو


تهیونگ : کوکککککککککککک*داد

کوک: چته؟ مگه تویلس ؟؟ اینجا در داره در......

تهیونگ: آیشش کوک تو تو با ا/ت دیشب...

کوک: آره رابطه داشتم فضولی؟؟

تهیونگ : اخم ترسناک *

تهیونگ اومد سمتم و همونجور با پتو بلندم کرد و برد اتاقم


تهیونگ : دیشب کجا رفتی؟

ا/ت: دیشب لباسم راحت نبود خواستم برم آتاقم اشتباهی رفتم اتاق کوک بعد اون...

تهیونگ : باشه باشه برو لباس عوض کن باید مدرک هارو بدیم کوک

ا/ت: باشه*ذوق

لباس عوض کردم و یک لباس خونگی راحت پوشیدم
بی سیم و برداشتم و رفتیم پذیرایی


کوک با تعجب بهم نگاه کرد

تهیونگ : بیارینشششش*داد

که سوهو با بدن ضعیف اعتاد وسط پذیرایی

ا/ت: جیغ* تهیونگ قرار نبود اینقدر کتک بخوره

تهیونگ : اون باید بمیره تا اینجوری کتک بخوره

کوک:تهیونگ توضیح میخوام ازت *عصبی

تهیونگ * بیا این بی سیم و گوش کن


ویو کوک

بی سیم و گرفتم

............

چی؟ یعنی ا/ت واقعن راست گفته؟ میخواستن جدا بشیم؟


کوک:خوب ؟ باور نمیکنم چه معلوم الکی نباشه؟

تهیونگ : هه میدونستم برای همین سوهو رو آوردم

سوهو : من......میخواستم.....شما....جدا....شین.......و.....انتقام.....بگیرم

با حرف سوهو دلم شکست

یعنی این همه مدت ا/ت رو زجر دادم برای هیچی؟

نگاهی به ا/ت کردم که بغض کرده بود و رنگش پریده بود

کوک: ا/ت....

ا/ت: هیچی نگو هیچی تو الکی منو ول کردی توی سرما حتا فکر نکردی خونه و جایی ندارم تو سن کم رفتم سرکار و توی ۱۶ سالگی بهم تجاوز کردی*داد و گریه* حتا نرفتی ببینی راسته یا نه من من.........

تهیونگ : ا/تتتتت*داد

یهو ا/ت بیهوش افتاد زمین

تهیونگ سریع گرفتش و بردش سوار ماشین کرد و منم با سرعت همراهشون رفتم بیمارستان


به فرشته کوچولویی که روی تخت دراز کشیده بودو رنگش پریده بود با یک سُرُم توی دستش

من چیکار کردم؟
من کی هستم؟
من آدمم یا شیطان؟
من من من انسانیت دارم؟
من پرنسس خودم و تو همچین هوا و تو چه وضعیتی رها کردم
باورم نمیشه


.....
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۱۶ آبنبات با طمع لبات ویو ا/ت اینجا کجاست؟ نمیتون...

بچه ها پروف عوض شد گمون نکنین

پارت ۱۴آبنبات با طمع لباتته: پرنسس رسیدیم بیا پاییننگاهی به ...

helma92_btsدنبال بشه

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط