مردي در حالي که به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوست

مردي در حالي که به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميکردن ما کجا بوديم.
دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت.: وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميکردن ما کجا بوديم!!!!
خدايا واسه داده ها و نداده هات شکر...
M
دیدگاه ها (۱)

فال روزانه - دوشنبه 17 آذر 1393 فال روز متولدین فروردین: ا...

M

M

Sh

محو زیبایی او پارت ۲۵ویو رزا تو بیمارستان بودم چشمام سخت باز...

(debt (part 2

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

رقص سایه‌ها | پارت ۱6: رمزِ اولین قطعهفضای انبار، سنگین‌تر ا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ:هعی پسر چیشده چرا گریه میکنی. ج...

I can be myself with himPart¹⁰⁶میا برام لباس اورد و عوض کردم...

part:21

پارت ۳۶: آرامش در قلبِ طوفانصبح که بیدار شدم، حسِ خیلی خوبی ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط