مافیای جذاب من

مافیای جذاب من
p=4

*پرش زمانی به 2سال بعد*

*ویو ا.ت*
از اون روز دیگه با همه سرد شدم هروقت بهش فکر میکردم هم دوسش داشتم ازش بدم میومد توی این 2سال عاشق کوک شدم هنوزم سرد ولی سعی میکنه با من بهتر باشه خب الان دیگه 16سالمه و خیلی چیزا رو میفهمیدم امشب یونا و اجوما رفته بودن خونه داداش یونا منم تنها خونه بودم حدودن ساعت11شب بود ولی جونگکوک نیومده بود کم کم داشتم نگران میشدم هرچی هم زنگ میزدم رد تماس میداد انقدر نگران بودم که داشتم پوست لبم رو میکندم که یهو صدایی ماشینش امد سریع رفتم که با یه زنی امد صدایی شکستن قلبم رو شنیدم تا منو دید به زنه گفت

_بیب تو برو طبقه بالا اتاق اخر در مشکی تا من میام

زنه سرشو تکون داد و رفت

_ببین ا.ت منو تو مناسب هم نیستیم
+عه چطور 3سال مناسب بودیم
_دیگه برام مهم نیستی
+باش

با بغض رفتم تو اتاقم و یه چمدون برداشتم لباسم و وسایلمو جمع کردم و رفتم پایین همیشه وقتی ومیخاستم برم بیرون نگهبانا اجازه نمیدادن ولی الان خیلی راحت گذاشتن برم رفتم سمت خونه ی لیا و بارون شدید میبارید رسیدم به خونشون که تهیونگ درو باز کرد با تعجب گفت

£ا.ت اینجا چیکار میکنی؟ جونگکوک کجاست؟
+میشه بیام تو برات توضیح بدم
£اره اره بیا تو

رفتم تو خونه که لیا سریع امد پیشم و بدو بدو دستمو گرفت برد تو اتاقش و یه لباس بهم داد و موهامم برام خشک کرد و رفتیو پایین بهم گفت

&ا.ت چیزی شده چرا اینوقعه شب بدون جونگکوک امدی
£ا.ت جونگکوک نگرانت میشه
+(پوزخند زدم) الان داره با یکی دیگه خوش میگذونه
&. £چی؟
+وقتی امد خونه با یه زن امد بعدم گفت منو تو به مناسب هم نیستیم
&ا.ت جونگکوک خیلی دوست داشت چطور بهت خیانت کرده؟
+نمیدونم. تهیونگ شی میتونی کمکم کنی برم امریکا
£اره حتما
+ممنون
&ا.ت امشب بیا پیشم بخواب
+باشه
&تهیونگ منو ا.ت میرم بخوابیم توهم بخواب شب بخیر
£باشه شب بخیر بیب

با لیا رفتیم تو اتاقش و منو بغل کرد موهامو نوازش میکرد خیلی باهام خوب بود اروم گفت

&خودتو ناراحت نکن
+نمیشه
&سعی کن
+خیلی قشنگ میگفت دوست دارم
&میدونم
+تو و تهیونگ خیلی باهم خوبین
&اهوم
+ای کاش میشد مثل تو و تهیونگ باشیم
....
دیدگاه ها (۲۳)

مافیا جذاب منp=5*1ماه بعد**ویو ا.ت*بلخره امدم امریکا کلی دوس...

مافیا جذاب منp=6*ویو جونگکوک*برای اینکه دوستام ببینم با ملیس...

مافیای جذاب منp=3&خب چیکارا میکردی تویی این 3سال +دعوا میکرد...

مافیای جذاب منp=2*ویو یونا*گفتن ارباب یه دختر هم سن من اورده...

مافیای عاشق

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟸𝟻(صبح)ویو جونگکوکیک هفته از کات کردن منو ا/ت میگذره. چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط