نیمه های شب

نیمه های شب
سکوت
کویر
نویسنده ای (عباس معروفی) که اکنون آرام گرفته در خانه ای سرد اینگونه نوشت :
دراز کشیدم
و به شبِ کویر خیره شدم،
به آن پرده ی سیاه
که کشیده بودند رویِ همه‌چیز تا خدا نبیند چه بلایی
دارد سرمان می‌آید ....

و جناب اخوان ثالث اینگونه جواب داد

“هر شکستی قصه‌ای دارد، صدایی نیز هم..”
دیدگاه ها (۰)

چقدر وقت داری ؟چند ماه ؟چند سال ؟فقط پانزده درصد مبتلایان سر...

»بیکران پیداست«ذهنم اسیر هزار تویی ناپیداست که از هر طرف آغا...

کبریت زدمتو برای این روشنایی محدود گریستیسراپا در باد ایستاد...

با صدایی ناتوان تر زان که بیرون آید از سینه راویان قصه های ...

خب خب...بنده به داستانی نوشتم از...سگ شدن حمید که قراره سگ ب...

پارت ۲از کمر نیکس گرفت و نزدیک خودش کرد و با صدای بم و اروم ...

سناریو دراکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط