با صدایی ناتوان تر زان که بیرون آید از سینه راویان قصه ه

با صدایی ناتوان تر زان که بیرون آید از سینه راویان قصه های رفته از یادیم . . . !
دیدگاه ها (۰)

کبریت زدمتو برای این روشنایی محدود گریستیسراپا در باد ایستاد...

نیمه های شب سکوت کویرنویسنده ای (عباس معروفی) که اکنون آرام ...

تو کافر دل نمیبندی ، نقاب زلف و میترسم ،که محرابم بگرداند خم...

مثل یک استکان تب کرده استکان استکان به جانم ریخت جان به لب ش...

وقتی ناتوان/نورفام/خردم کن/یکسری از کتابهای ترند از

سالم ترین روشجناب کربلائی احمد تهرانی (ره) روشی که از همه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط