شکلات تخته ای

شکلات تخته ای

پارت ۱۶

آروم چشمام و باز کردم و روی تخت نشستم
که نگاهم به تهیونگ افتاد و در لحظه تمام اتفاقات دیشب از جلوی چشمم رد شد
لبخندی رو لبم نشست
با شیطنت سمت تهیونگ خم شدم
لبام و روی ترقو های برجسته اش گزاشتم و آروم بوسیدم که یه دفعه چشماش باز شد و جاهامون عوض شد حالا اون روی من بود و من زیرش
نگاهش و توی صورتم گردوند و بعد به لبام خیره شد
خم شد و بوسه نرمی به لبام زد و عقب کشید

آ.ت: باورم نمیشه تو آشپزخونه و روی میز من و کردی

تهیونگ: منم باورم نمیشه روی میز به فاکت دادم
و یکی از انگشتاش و کرد توم
آهی کشیدم که انگشتش و درآورد
یه دفعه پتو رو از روم کنار زد و بهم خیره شد
من لخت مادرزاد بودم و اون فقط یه باکسر تنش بود

تهیونگ: اومم فک کنم ازت خوشم اومده

آ.ت: چه حس متقابلی

تهیونگ: باهام قرار میزاری؟

نیشخندی زدم و از جام بلند شدم
با نگاهش دنبالم می‌کرد
هلش دادم که روی کمر افتاد رو تخت
رفتم روش و خودم بهش مالیدم

تهیونگ: اومم این یعنی اره؟

لبخندی زدم و انگشت شصتم و بالا آوردم

تهیونگ: پس باید یه دور ام بهم رو تخت بدی
کیم ا.ت

خنده ای کردم و شروع کردم به بوسیدنش



اگر چنلی که توی پست قبلی گزاشتم رو ۲۰۰ تایی کنید یه پارت دیگه ام میزارم😎
دیدگاه ها (۳)

خیلییی دلتنگش میشیم نه؟یعنی دیگه قرار تیس برامون لایو بگیره؟

والا الان دیگه پسرفت کردن میگن ۱۲ ساله

به این پست سر بزنید😊فیک جدیدمه https://wisgoon.com/pin/56463...

شکلات تخته ایپارت ۱۴ به سمت پیست رقصی که حالا کاملا خالی بود...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏𝟎«چون دو پارت قبل تغییر کرده اول اونارو ...

"سرنوشت "فصل ۲ p,24...رفتم به سمت کمد رخت خواب ها رفتم .. ۴ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط