‏گاه گویم که : بنالـــم ز پـــریشانـی حالـم

‏گاه گویم که : بنالـــم ز پـــریشانـی حالـم
بازگویم که :عــَیان است ! چه حاجت به بیانم ؟

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

دل چو خون گردید بی حاصل بوَد تدبیرهاکاش پیش از خون شدن ، دل ...

هیچ حواسم نبود...دواستکان ریختم!

باید مَرد باشی تا بفهمیمیانِ چند میلیارد آدم یکی را دوست داش...

من از تمام این خانه فقط یک پنجره می خواهم که هر روزدست در دس...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط