درخیالم باخیالت یک شبی خوابم گرفت

درخیالم باخیالت یک شبی خوابم گرفت
نیمه شب بغضی فروخورده امانم را گرفت

چشم خود واکردم و دیدم کنارم نیستی
تو همانی که از اول هم نبودی.. نیستی
دیدگاه ها (۰)

چقدر زود فراموش میکنیم و زودتر از اون خوشی ها میگذره 💔😔

به کسی اعتماد کن که بهش ایمان داری بعد به عنوان یه دوست یا ع...

دوستــت دارم ولی چون با حجابی بیشــــتـرمـــثل خورشیـدی ولی ...

به دنیا نمی آییم..به دنیا می آورند ما را از دنیا نمی رویم..ا...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

بوسه مرگ"پارت ۸"ویو شبدر اتاق بسته شد...صدای بسته شدن در توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط