نهااااااااایتــــــ.....

نهااااااااایتــــــ.....
دلـــــــ♥تنگـــے یعنے...
اینکه یه صندلے
خالـــــ ـــی بزارے جلوے خودتــــ... چشمااااااااتو ببندے ویه عالمه باهاش
دردو کنــــــیے ودرنهایت باچشماے خیس، چشماتو بازکنے وبگے...."عشق من" ......کجارفتے....!!!!
دیدگاه ها (۱)

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

life like hellp:11با تاکسی خودمو به اونجا رسوندم.ساختمون قدی...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

پارت بیست‌وهشتم | چند ساعت تا مقصدغذاها کم‌کم تموم شد و هرکس...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو میکا_____فردا شب _...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط