تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو،

دردش متفاوت باشد ویرانم می کند؛

من از دست رفته ام ، شکسته ام،
می فهمی ؟

به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛

اما اشک نمی ریزم...

پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
دیدگاه ها (۱)

"بـے رحمانه ترین"'خیــــــــــــــــــــــانت'?!"این" استکه....

♤ﯾِـکــ ﮔـﻮﺷــہ ےِ ﺩِﻧـﺞ ♤ﯾـکــ ﻧﻘﻄـہ ۰♤ﯾــکـ ﻋـﺎﻟﻤـِہ ﺑُﻐــ...

امان از روزی که “سیـــــــــگار” به خاطر فراموش کردن کسی روش...

عروسی یکی از اقوام بود ...رسیدیم تالار... عروس دامادم رسیدن....

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

⚖️ هر قانونی، قصه‌ای دارد...قصه‌ای که گاهی در یک واژه پنهان ...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

پارت ۱۱: پشتِ بامِ مدرسهتهیونگ با تمامِ توانش، خودش را به پش...

Enemys Embrsce [ part ۲۷ ]

✲ ܢܚ݅ܩߊ ܩܨ ࡅ߳وߊ‌ܝ̇ߺیܥ‌‌ ܦ̇ܝ‌یߊ‌ܥ‌‌ ܢ̣ܝ̇‌ܝ̇ߺیܥ‌‌، ߊ‌ܥܼߊ‌ܝ̇‌ܘ ...

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط