نمی‌دانم

نمی‌دانم
در کجای عشق، ایستاده‌ام!؟
خوب است یا بد؟

اما دلم دیگر برایت
تنگ نمی‌شود،
نمی‌تپد!

نم‌نم
به لطفِ گریه
از "غم" گذشته‌ام...
من به تَرکِ عادت‌ها
عادت کرده‌ام؛

بر گشته‌ام
به اوّلِ اوّلِ آشنایی
به همان روزهای بی"تو"یی
تنهایی.. تنهایی.. تنهایی...

پ‌.ن: حال من
دیدگاه ها (۱)

هیچ گاهنفهمیده امدوست داشتن چرا این همهغم انگیز است!؟هیچ گاه...

هیچ مردیبا صفحه دوم شناسنامهمالک قلب زنی نخواهد شد...!

رابطه هایی در زندگی هست که تو اسمش را نمی‌دانی!با وجود مبهم ...

تنهاییخیابانی استکه با تواز آن عبور می کنمامادر میان راهدستم...

می‌نویسم برای تویئ که هیچ‌وقت ‍به دست‌ات نمی‌رسد.نه از روی ذ...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

*تلخ‌ترین دیدار*نماز عید را که خواندیم، آقا توی جایگاه مخصوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط