ای تشنه شهید سر بریده

ای تشنه شهید سر بریده
دل از سر و از پسر بریده
در ظهر عطش مگر چه دیدی
کز جام جهان نظر بریدی
ای آب حیات دین احمد
ای کشتی امت محمد
بگذار که در غمت بمیرم
کز چشم تو خون بها بگیرم
بی سروسامان تو ام یا حسین
دست به دامان تو ام یا حسین
بر سر نی زلف رها کرده ای
با جگر شیعه چه ها کرده ای
زهره ی منظومه زهرا حسین
کشته ی افتاده به سحرا حسین
عاقبت این عشق هلاکم کند
در گذر کوی تو خاکم کند
دیدگاه ها (۱)

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 148✦...................

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط