•//روزے ڪہ •• طُ ••رو دیـدمـ {😻 🍃 }

•//روزے ڪہ •• طُ ••رو دیـدمـ {😻 🍃 }
•//یہ روزِ عـآدے بـود{📆 🙌 🏼 }
•//امـآ از اونـ روز بہ بعـد{👀 🙋 🏻 }
•//دیگہ روزآ عـآدے نبـود{😋 🍟 }
دیدگاه ها (۱)

از اون روز به بعد میتونستم حرف بزنم و یه سال از اون قضیه گذش...

Forced MarriagePart 59 (Last part)چند روز گذشته بوداما این ب...

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۶#پشت غرورتاما از وقتی از کافه بیرون اومده بود، یه حس ع...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط