ویرانم..،خراب و فرو ریخته،..

ویرانم..،خراب و فرو ریخته،..
کاش نیستی را می شد خرید،..
کاش مرگ دست خودم بود،..
کاش دلها اینقدر سخت و سرد نبودند،..
کاش یک نفر دلش به حال من می سوخت،..
چگونه توانستی رهایم کنی و ذره ذره آب شدنم را به تماشا بنشینی؟..
من محتاجم،..
محتاج دست نوازشگری که اشکه
دیدگاه ها (۵)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

برادر ناتنی

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط