توی قاب خیس این پنجره‌ها

توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غمگین می‌بینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین می‌ بینم


داره از ابر سیاه خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

نفس‌ام در نمیاد
جمعه‌ها سر نمیاد
کاش می‌بستم چشامو
این ازم بر نمی‌آد

داره از ابر سیاه خون می چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌ چکه

عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه‌ ها غم دیگه بیداد می‌ کنه
آدم از دست خودش خسته می ‌شه
با لبای بسته فریاد می‌ کنه

داره از ابر سیاه خون می‌ چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می ‌چکه

جمعه وقت رفتنه
موسم دل‌ کندنه
خنجر از پشت می‌ زنه
اون که همراه منه
دیدگاه ها (۲)

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط