ساعتِ چهار بود یا کمتر

ساعتِ چهار بود یا کمتر
پارک ساعی کنار طوطی‌ ها
تا رسیدم نگاه کردم و ...
دیدمت ایستاده‌ ای آنجا

با همان چشم‌ ها و لبخندی
که فقط عکس بود تا آن روز
با همان چشم‌ ها که مجنون را
می‌ کند عاشق خودش لیلا

آه چشمم به روسری ت افتاد
آه چشمم به چهره‌ ات بانو
ماه رنگین کمان سرش کرده
چهره زیبا و روسری زیبا

من دو ساعت قدم زدم با تو
تو دو ساعت قدم زدی با من
تو دو ساعت شنیده‌ ای شاید
هیچ چیزی نگفته‌ ام اما

من دو ساعت مقدّمه چیدم
تا بگویم که دوسـ... شِش شد وای
رفع زحمت کنم اگر بشود
حرف ناگفته‌ای نماند آقا؟!

راستش را... الو؟ بله؟ جانم؟
من شما را... پیامک آمد باز
آه! لعنت به زنگ بی ‌مورد
یا به هر چه پیامک بی ‌جا

کاش می‌شد که... بگذریم اصلا
کاش می‌شد... نمی ‌شود گفتش
حرف‌ هایم دوباره ناقص ماند
دوستت... لا اله الّا الله !
دیدگاه ها (۸)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

جنگل نفرین شده پارت ۲

درخواستی تک پارتی از مایکی

صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم!؟ ماه بیجا بکند مثل تو زیبا...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

ادامه p5مرد اومد سمت انیا که لوکاس اومد یه بادم جون کاشت زیر...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

مهمونی پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط