*** تقدیم به سوره مبارک قدر***
*** تقدیم به سوره مبارک قدر***
روایات دلالت بر این داردکه :این سوره
بعد از خوابی بود که رسول خدا (ص)دید
و آن خواب این بود که دید بنی امیّه بر منبرِ او بالا میروند و سخت اندوهناک شد و خدای تعالی برای تسلیتش این سوره را نازل کرد...نقل ازجلد20کتاب تفسیرالمیزان صفحه 559.................
=======================
یک شب از شهرِ دلارایِ صیام .
لیلهِّ القدرِ عزیز است و عظام .
حمد و تقدیر , ز حیِِّ ازلی .
ذکرِ تکبیر و مناجاتِ جلی .
مکّه در سیطره یِ جشن و سرور .
تا سحر ارض و سما , هاله یِ نور .
لیلهًَ القدر , ندانی تو که چیست .
شبِ والا تر از این , بهرِ تو نیست .
*** همه یِ عمرِ نظامِ اُموی .
*** کمتر است از شبِ قدرِ نبوی .
سر به سر , مایه یِ فخر است و غرور.
چشم و دل , در پیِ دلدار و غفور .
بی گمان هدیه یِ این سوره , شبی .
مرهمی بوده , بر آلامِ نبی .
چون که پیغبرِ ما , دیده به خواب :
زاده هایِ اُموی را , به شتاب .
جانبِ منبرِ او گشته روان .
تا بگیرند از او , تاب و توان .
قاصدِ وحی , چو آمد به زمین .
هدیه ای داده بر آن سرورِ دین .
سوره یِ قدر , بر او شد چو طبیب .
هم علاجِ دلِ پر دردِ حبیب .
مژده ها داده , به فرزانه رسول .
تا نباشد دگر از خواب , ملول .
** ای عظیم : این شبِ جانپرورِ تو.
** مُفت و ارزان نرود , از برِ تو .
=======================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
روایات دلالت بر این داردکه :این سوره
بعد از خوابی بود که رسول خدا (ص)دید
و آن خواب این بود که دید بنی امیّه بر منبرِ او بالا میروند و سخت اندوهناک شد و خدای تعالی برای تسلیتش این سوره را نازل کرد...نقل ازجلد20کتاب تفسیرالمیزان صفحه 559.................
=======================
یک شب از شهرِ دلارایِ صیام .
لیلهِّ القدرِ عزیز است و عظام .
حمد و تقدیر , ز حیِِّ ازلی .
ذکرِ تکبیر و مناجاتِ جلی .
مکّه در سیطره یِ جشن و سرور .
تا سحر ارض و سما , هاله یِ نور .
لیلهًَ القدر , ندانی تو که چیست .
شبِ والا تر از این , بهرِ تو نیست .
*** همه یِ عمرِ نظامِ اُموی .
*** کمتر است از شبِ قدرِ نبوی .
سر به سر , مایه یِ فخر است و غرور.
چشم و دل , در پیِ دلدار و غفور .
بی گمان هدیه یِ این سوره , شبی .
مرهمی بوده , بر آلامِ نبی .
چون که پیغبرِ ما , دیده به خواب :
زاده هایِ اُموی را , به شتاب .
جانبِ منبرِ او گشته روان .
تا بگیرند از او , تاب و توان .
قاصدِ وحی , چو آمد به زمین .
هدیه ای داده بر آن سرورِ دین .
سوره یِ قدر , بر او شد چو طبیب .
هم علاجِ دلِ پر دردِ حبیب .
مژده ها داده , به فرزانه رسول .
تا نباشد دگر از خواب , ملول .
** ای عظیم : این شبِ جانپرورِ تو.
** مُفت و ارزان نرود , از برِ تو .
=======================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
- ۷.۹k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط