هربار

هربار
که هوای رفتن به سرم می زند
می روم در گوشه ای
تنها می نشینم
تا این سودا از خیالم بگذرد
می دانم اگر بروم
هرگز به اینجا بازنخواهم گشت . . .
دیدگاه ها (۱۳)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن ک...

ایرانی های وااقعی :امام خمینی(ره) : «شما بیدار بشوید و بفهمی...

🎥افول فرهنگ و سقوط آزاد عفت، از اینجا شدت گرفت...الان مقصرکی...

طبیعت

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

از سردار شهید همدانی پرسیدند:بعد از بازگشت از سوریه برنامتون...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط