دیشب از دفترعمرم صفحاتی خواندم. چون به نام تو رسیدم لحظ

دیشب از دفترعمرم صفحاتی خواندم. چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم.همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود. همه ی دفتر من حسرت دیدار تو بود
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

سلام از اونجایی که چند وقته پست نزاشتم اینو_ (کلا دو روزه)خط...

زخم فراموشی

تقدیم به جانانم🌸🧿❤🌸سیه مژگان زیبایی شبیه یک پری دارمتنور گرم...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط