تنها تنها شدم .

تنها تنها شدم .

تنها در زمین های پر از خوار تنهام گذشتی و تنهایم گذاشتند تنهایی میروم وتنها یی کوه ها را طی میکنم با تنهایی دوست شدم آری تنهایی دوست خوبیست چون از من جدا نمی شود توی شلوغی ها با تنهایی.

توی تنهایی با تنهایی می مانم بهار است و می خواهم بذر غم هایم را بکارم تنها که میشوم در خط ها ی موازی فرو میروم تنها که میشوم در جا مانده های نوشته های صفحه ی قبل گم شده بر روی صفحه ی نو که باقی مانده میبینم و در فکر فرو میروم و دوباره مینویسم آنها را.
دیدگاه ها (۲۹)

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

intertwined fate of two enemies-part 7

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

Part.4#مرد_ منموسیقی فضای کمپ رو پر کرده بود، اما برای من، ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط