((سر کلاس زندگی عشق را معنا کنید. ))

((سر کلاس زندگی عشق را معنا کنید. ))

نوبت من بود چه باید می گفتم پر از حرف بودم وزبانم خشکیده بود
که نسیمی بوی معشوقه را در کوچه هایی که هر شب به امید دیدار او می پیمودم
به مشامم آورد و....

گفتم: عشق یعنی دوست داشتن نه برای زیبایی برای زنده ماندن٬
یعنی عشق ورزیدن نه برای عاشق شدن برای عاشق ماندن ٬
یعنی غروب نه برای تاریکی برای شروع شب زنده داری ٬

یعنی امید نه برای وصال برای سر بلندی از عشق ٬

یعنی خون نفس حیات نه برای زنده ماندن برای عبادت عشق ٬

یعنی من وتو نه برای هم برای ساختن عشق ٬
در همان لحظه آمد و گفت :
عشق یعنی سکوت نه برای غرور برای با عشق سوختن .
دیدگاه ها (۱)

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

From Hatred to My Love

🕯️🔥🥀 از خودگذشتگی گاهی شبیه بلاییه که سر شمع سمت چپ اومد... ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

part:9

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط