هر پسربچه که راهش به خیابان تو خورد

هر پسربچه که راهش به خیابان تو خورد

یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مُرد

من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم

“و از آن روز که در بندِ توام آزادم
دیدگاه ها (۱)

درماندگی یعنی که فهمیدم / وقتی کنارم روسری دارییک تار مو از ...

خواب دیدم که شعر و شاعر راهر دو را در عذاب می‌خواهیاز تعابیر...

من از آن روز که در بند تو ام آزادمپادشاهم که به دیت تو اسیر ...

پارت ۹........خیانت

پارت ۲۶مردی با موهای تیره روی پشت‌بام ایستاده بود.چهره‌اش را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط