هرقدر نزدیک امدم کمتر مرا دیدی. بعدا شنیدم چشمانت" دوربی

هرقدر نزدیک امدم کمتر مرا دیدی. بعدا شنیدم چشمانت" دوربین" است...!!
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

رمان خبر ممنوعه پارت دوم ۲

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

عاشقانه های شبنم

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

پارت ۴۷ صدای آژیرها تمام خیابان را پر کرده بود.مأموران پلیس ...

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط