تابع قوانین جمهوری اسلامی

تابع قوانین جمهوری اسلامی


یکی از تیشرت های هیونو پوشیدم و رفتم بیرون پیش هیونین

÷مامان ، بابایی گفت می‌خواد باهام بازی کنه


+واقعاً ؟

+اره...گفت برای اینکه پیشش بمونیم هرکاری میکنه..‌.

+پسرم ، میخوام راجب موضوعی باهم حرف بزنیم خوب؟

÷چشم مامان بگو

+ وایسا باباتم بیاد

_من همینجام بگو

اومد و راس میز نشست

_خب بگو میخوای راجب چی صحبت کنی ؟


+خوب پسرم ، میدونی که بابات میخواد از این به بعد پیشش زندگی کنی

÷اره اون گفت منو تو


+من نمیتونم اینجا بمونم پسرم...

÷چ...چرا؟


+ بخاطر اینکه من ازدواج کردم پسرم ، من با عمو یوجون ازدواج کردم و اون الان شوهر منه


÷اما‌‌...منم...منم...میخوام پیش تو باشم مامان...هم پیش تو...هم پیش بابا...


+پسرم تو باید اینجا پیش بابایی بمونی ، باشه؟

÷مامان تو میخوای منو ول کنی؟

+معلومه که نه پسرم ، من عاشق توام ، تو تمام وجود منی ، مگه میشه بخوام ولت کنم؟ فقط میخوام چون چند سال پیش من زندگی کردی یه مدتم پیش بابات بمونی، چون بابا میگه تنها نمیتونم زندگی کنم ، مگه نه باباییش؟

_اره همینطوره پسرم

+منم هر روز بهت سر میزنم ، شاید اولش یکم اذیت بشی اما بعد عادت میکنی پسرم

÷ باشه مامانی... پس من فقط یه شرط دارم

_چیه اون شرط آقای هوانگ هیونین ؟


÷پیش بابا بخوابم

_ منکه برات اتاق اماده کرده...


+خیلی خوب ، بابات قبول میکنه ، ولی فقط شبا میری پیشش میخوابی ، و اذیتشم‌ نمیکنی ، وقتی توی خونه اس تو‌ فقط بی سرو صدا با اسباب بازی هات بازی میکنی ، اون از اینکه بری توی اتاق کارش بدش میاد فهمیدی ؟

÷چشم مامان...من فهمیدم

+افرین پسر خوبم


هیون لبخند تلخی میزنه و زیر لب آروم زمزمه میکنه:

_بهم اهمیت نمیدی ، میگی ازم متنفری اما خوب منو از بری...


+هیون...صبحا هم با خودت بیارش شرکت پیش من


_خیلی خوب باشه...
دیدگاه ها (۰)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

رمان تو خود منی

P3 .PRISON MAFIA.

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_54+بیخیال پسر!هر دوتامون می‌...

گل خونی پارت 53همه به تهیونگ و جونگکوک زل زده بودن تهیونگ اه...

.MY GOOD MISTAKE.

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط