عشق ناگهانی

عشق ناگهانی
پارت‌۱۰

ویو ا/ت:
رفتم پایین دیدم که جونگکوک رو کاناپه نشسته و منتظر ما عه
کوک:بالاخره اومدی؟
ا/ت:ببخشید که منتظر موندی
کوک:عیب نداره

که همون موقع وون بک میون‌‌ هم از اتاقش اومد پایین

کوک و ا/ت: سلام
بک میون: سلام

بعد از یک صحبت یک ساعتی درمورد زمان شام،ناهار،صبحانه و قوانین اینجا به اتاق هامون برگشتیم.

شب شده بود.بعد از خوردن شام،بقیه رفتن تا استراحت کنن.اما من خوابم نمیومد پس رفتم تو بالکن.

ویو کوک:
شام که خوردم دیدم که ا/ت رفت تو بالکن.منم دنبالش رفتم.
همین جوری وایساده بود که شروع کرد با خودش حرف زدن.
ا/ت:......
دیدگاه ها (۰)

عشق ناگهانی پارت ۱۱ویو کوک:که یهو دیدم ا/ت دا ه با خودش حرف ...

بگین......

بچه ها امیدوارم فیکم رو یادتون باشه....😑الان دیگه جدی جدی او...

نههه من اصلا هیچ تهیونگی اون وسط ندیدم ......اصلا تهیونگ چیه...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

پارت 32کوک : بیا تو ویو ا / ت سوهی با صورتی کاملا خجالتی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط