و گفتم
و گفتم
ا.ت:اجوما ارباب گفت که شما اتاقم رو بهم نشون بدید
اجوما:آه باشه دخترم بیا دنبالم
با اجوما رفتم بالا که اجوما یکی از در هایی که دقیقا کنار اتاق ارباب بود باز کرد و گفت
اجوما:اینجا اتاق تو هست(اسلاید بعد)
اتاقم قشنگ و دل بازی بود
ا.ت:ممنون اجوما
اجوما:خواهش میکنم دخترم کاری داشتی من تو آشپزخونم
لبخندی زدم و با سر تایید کردم اجوما هم رفت منم رفتم تو اتاقم و در رو بستم درسته خیلی زود بود اما خسته بودم پس رفتم روی تختم چشمام رو بستم و به خواب رفتم...
(صبح)
با نوری که از پنجره به چشمام خورد پا شدم و به سمت سرويس بهداشتی اتاقم رفتم بعد از کارای مربوطه اومدم بیرون و موهام رو شونه زدم(بچه ها ا.ت اینجا لباسی نداره برای همین با همون لباس های دیروزشه)و از اتاق اومد بیرون از پله ها پایین رفتم که اجوما رو دیدم
اجوما:صبح بخیر دخترم
ا.ت:صبح تو هم بخیر اجوما
اجوما:چرا انقدر زود پاشدی
ا.ت:مگه ساعت چنده
اجوما:۶ صبح
ا.ت:واقعا(تعجب)
اجوما:بله واقعا(خنده)
وا من چرا انقدر زود پا شدم البته بهتر تو این فرست میرم وسایلم رو میارم
ا.ت:اجوما من میرم وسایلم رو بیارم اگر ارباب بیدار شد میشه بهش بگید
اجومت:باشه دخترم به سلامت
از اجوما تشکر کردم و به سمت در رفتم و از خونه زدم بیرون
(یک ساعت بعد)
برگشتم خونه ارباب البته عمارتی واسه خودش رفتم داخل که...
حمایت🍷🗿
ا.ت:اجوما ارباب گفت که شما اتاقم رو بهم نشون بدید
اجوما:آه باشه دخترم بیا دنبالم
با اجوما رفتم بالا که اجوما یکی از در هایی که دقیقا کنار اتاق ارباب بود باز کرد و گفت
اجوما:اینجا اتاق تو هست(اسلاید بعد)
اتاقم قشنگ و دل بازی بود
ا.ت:ممنون اجوما
اجوما:خواهش میکنم دخترم کاری داشتی من تو آشپزخونم
لبخندی زدم و با سر تایید کردم اجوما هم رفت منم رفتم تو اتاقم و در رو بستم درسته خیلی زود بود اما خسته بودم پس رفتم روی تختم چشمام رو بستم و به خواب رفتم...
(صبح)
با نوری که از پنجره به چشمام خورد پا شدم و به سمت سرويس بهداشتی اتاقم رفتم بعد از کارای مربوطه اومدم بیرون و موهام رو شونه زدم(بچه ها ا.ت اینجا لباسی نداره برای همین با همون لباس های دیروزشه)و از اتاق اومد بیرون از پله ها پایین رفتم که اجوما رو دیدم
اجوما:صبح بخیر دخترم
ا.ت:صبح تو هم بخیر اجوما
اجوما:چرا انقدر زود پاشدی
ا.ت:مگه ساعت چنده
اجوما:۶ صبح
ا.ت:واقعا(تعجب)
اجوما:بله واقعا(خنده)
وا من چرا انقدر زود پا شدم البته بهتر تو این فرست میرم وسایلم رو میارم
ا.ت:اجوما من میرم وسایلم رو بیارم اگر ارباب بیدار شد میشه بهش بگید
اجومت:باشه دخترم به سلامت
از اجوما تشکر کردم و به سمت در رفتم و از خونه زدم بیرون
(یک ساعت بعد)
برگشتم خونه ارباب البته عمارتی واسه خودش رفتم داخل که...
حمایت🍷🗿
- ۱۶.۹k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط