یه زن انگلیسی میاد ایران. سوار تاکسی میشه. عطرش خیلی خوش

یه زن انگلیسی میاد ایران. سوار تاکسی میشه. عطرش خیلی خوش بو بوده.راننده می پرسه: این چه عطریه؟ زنه می گه: نینا ریچی از رم. بعد از چند دقیقه راننده می گوزه. زنه می گه: این چه بوییه؟ راننده می گه: لوبیا چیتی از قم!??
دیدگاه ها (۱)

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۶ویو راوی نورا که ن...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

#ترد شده من پـــارتــــ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط