سکــــــــوت کمر فکرم را شکست…

سکــــــــوت کمر فکرم را شکست…
خسته ام‍ــ…
از تظاهر به
خـــــندیدن،
به بـــــودن،
به صـــــبر،
به ایــــــستادگی…
کاش میشد به عزراییل رشوه داد…
اینــــ↭ــــجا
در این سرزمین خاکی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند 
و فقط ترجمه ام می کنند…
آن هم به زبان خودشان…
خــــــــــــــــــسته ام‍ــ...

#
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه های شبنم

مطلب رو بخونید جالبه

عاشقانه های شبنم

😰کشف حجاب مرد ٥٢سالهدمش گررررررمممممم🤣سلامبنده ۵۲ سالمه امرو...

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

p : 1

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط